تبليغاتX
هنرکده فلسفه
چقدر برایم تکرار این خبر سخت است...مادر صبح روز یکشنبه پرسید  شفق دکتر ذاکرزاده استاد تو بود ؟

گفتم آره چطور؟

گفت دیروز در اینترنت خبری دیدم که انگار فوت کرده

اول هیچ نفهمیدم که این جمله او چه معنایی دارد....ناگهان چهره استاد جلوی چشمانم آمد

سیبیل...عینک...فارسی حرف زدنی که ته لهجه آلمانی داشت....روحیه ای سرزنده اما دلخور

دلخور از این وضع وطن اش

نگران از این فرهنگ بربادرفته

مامان چی گفتی؟

درست بود دکتر ذاکرزاده در اتاق خود در همان طبقه دوم گروه فلسفه دانشکده شهید بهشتی از دنیا رفت...من در آن اتاق امتحان فلسفه اخلاق دادم...استاد اعتقادی به امتحانات مرسوم کتبی اینجا نداشت

میگفت دانشجوی فلسفه باید اهل بحث باشد

خدایا چقدر زود بود این مرگ برای کسیکه بعد از ۳۰ سال آمده بود به وطن اش که خدمت کند

خدایا چقدر بیرحمانه اورا بردی...مردی که چنین گفت زردتشت نیچه را به زبان آلمانی حفظ بود

اما انگار باید پذیرفت

مرگ آگاهی مهمترین خصلت کسی است که اهل تفکر در بادی وجود است

من از استاد نه تنها فلسفه اخلاق بلکه اخلاق را آموختم

هنوز صدایش در گوشم است که عبارت معروف کانت را به آلمانی میگفت و ما متعجب نگاهش میکردیم و بعد مجبور میشد با فارسی دست و پا شکسته حالیمان کند

"گونه ای رفتار کن که رفتار تو قانون اخلاق شود"

استاد من را ببخش اگر  شاگرد غافلی بودم و بدان که همیشه در ذهن من جاودان خواهی بود

بهتر است گزارش استادم دکتر حنایی کاشانی را هم از این مصیبت بخوانید

از دوره کارشناسی من ۱۰ سال میگذرد اما لحظه ای اساتید خوبم را در دانشگاه شهید بهشتی فراموش نکرده ام

روحش شاد

 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 21:45 توسط شفق کلهر |