تبليغاتX
هنرکده فلسفه - تجدید حیات
Giotitto de Bondone

در اواخر دوره قرون وسطی یعنی قرون ۱۴و۱۳ هنرمندان به سنت یونانی و رومی روی آوردند و به واقعگرایی و طبیعت گرایی.همانگونه که در یادداشت قبلی ذکر شد نقاش دوره قرون وسطی اجازه نداشت به دل طبیعت برود و همه چیز را آنگونه که میبیند ترسیم کند.می بایست در محضر استاد می نشست و یاد می گرفت که چطور چهره حواریون و مریم مقدس را آنگونه که استاد می گوید ترسیم کند.نقاشیها و پیکرتراشی ها تصاویری قراردادی بودند.

در قرن ۱۳ فرانسه غنی ترین کشور در اروپا بود و دانشگاه پاریس کانون روشنفکری جهان غرب بشمار می رفت.هنرمندان ایتالیایی به پیروی از تفکرات روشنفکرانه فرانسوی به الگو برداری از طبیعت روی آوردند.نیکلا پیزانو پیکرتراش ایتالیایی به سبک یونانی و رومی باستان روی آورد.هنر بیزانس اجازه داد که باردیگر شکوه و عظمت هنر یونانی بازگردد.هنر بیزانس با وجود خشکی و جدیتی که در قرون وسطی پیدا کرده بود اما همچنان نشانه هایی از هنر یونان را در خود حفظ کرده بود.در پاریس دانشگاهی تاسیس شد به نام کلژ دو فرانس که بدست آوردن معرفتهای نوین منظور نظر بود.دیگر علم از عالم بالا نازل نمیگشت.متفکر باید به طبیعت رجوع می کرد و کسب تجربه.

نیکلای کوزائی فیلسوف قرن ۱۵ مینویسد:"همه جا میبینم اذهان مردم شایق و راغب به مطالعه هنرهای آزاد هستند و با چه حرص و ولعی متوجه دنیای باستان شده اند گویی منتظرند ببینند که بزودی تحول کامل یک انقلاب انجام خواهد گرفت." او فیلسوفی بود که هم بر فلسفه قرون وسطی اشراف داشت و هم فلسفه یونان.رجوع مستقیم و گسترده وی به منابع نو افلاطونی در خور اهمیت است.او بدنبال روشی برای گذشت ازسطح دید عالم بالا به سطح حواس بود.از دیدگاه او دیگر زمین مرکز کل عالم نبود محوریت و مرکزیت عالم نسب به مکانی که انسان در آن قرار دارد متغیر است.این دیدگاه ضربه قطعی بر پیکر کلیسای قرون وسطی بود البته کوزائی خود کاردینال بود و از گزند دادگاه تفتیش عقاید مصون بود.

فلاسفه و متفکران آن دوره هنرمندان را تشویق به دیدن و تجربه کردن جهان خارج خود می کردند.عمل بر نظر تقدم یافت.شهرهای اروپا در زمینه شکوه و جلال هنر و علوم جدید باهم در رقابت بودند.هنرمند نابغه اتالیایی که توانست از دخمه تاریک قرون وسطی به دوره رنسانس جهش کند جوتو دی بوندونه ۱۳۳۷-۱۲۶۷ بود.آثار او بازگشتی به اصول هنر یونانی و رومی بود که بیشتر واقعگرایانه بود تا قراردادی.

در این قرون که اروپا پا به عرصه جدیدی می گذاشت قطعا تلاش فلاسفه و هنرمندان هردو باعث بروز این تجدید حیات شد.در آثار فلاسفه کمتر نظریه ای پیرامون فلسفه هنر همچون دوره یونان می توان یافت.شاید دلیل این باشد که هم فلاسفه و هم هنرمندان هدفی مشترک داشتند و نگاهشان به اروپایی بود که از بند قدرت کلیسا آزاد گشته و شکوه هنر و علوم بعد طی ۱۳ قرن دوباره بازگشته.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 18:36 توسط شفق کلهر |